طرح نوشتن آنها را ريخت؛ از جمله رسالهاي درباب ستارگان و سيارات، كه اگر آن را نوشته باشد، گم شده است. مهمترين تأليفش شرح اوست بر كتاب
عبارات كه در سال 1337 به انجام رسيد.
او در اينجا بهعنوان نمايندهٴ برجستهٴ مكتب كوچك ولي ممتازي ذكر ميشود كه بهنام اجيديوي رمي به مكتب اگيديوس مرسوم بود. اجيديو از پيروان معتدل و التقاطي توما بود.
توما در همان جهت به تشريح عقايد ارسطو پرداخت، ولي تا جايي كه با اصول مسيحيت سازگاري داشت و از واقعگرايي معتدل دربرابر ابن رشديگري و نامگرايي افراطي عصر خويش دفاع كرد. دربرابر جنبهٴ نظري آيين توما و جنبهٴ عملي آيين اسكوت بر جنبهٴ عاطفي الاهيات تأكيد كرد (اين عشق به خداوند است كه ما را به سوي خداشناسي ميكشاند).
شرح توماس استراسبورگي بسيار روشمند و واضح است. منابع وي فراواناند كه شاخصترينشان آثار قديس اوگوستين، توماي آكويني و اَجيديوي رُمياند.
ابرهارت وامپني
ابرهارت وامپني. موٴلف منظومهاي تعليمي، از اهالي آلمان سفلا. او در وامپن نزديك گريفسوالد يا در وامپن ديگري در جزيرهٴ روگن به دنيا آمد. اين هردو محل در ناحيهٴ بالتيك قرار دارند. در مورد زندگي او چيزي نميدانيم، جز اين كه در سال 1325 در سوئد بود و براي اريكسن كبير (1316 ـ 1374 شاه سوئد 1319 ـ 1365 و شاه نروژ 1319 ـ 1343 و نايبالسلطنهٴ پسرش 1343 ـ 1355)، منظومهاي به زبان آلماني سفلا سرود بهنام
آيينهٴ طبيعت كه 1775 بيت آن باقي است. ممكن است او همان اِوِرت وامپني باشد كه در سال 1330 در اشترالزوند (در همان ناحيه) بود.
حضور او را در دربار اريكسن كبير بهآساني ميتوان توضيح داد، زيرا اينگبورگ، مادر شاه، نيمه آلماني بود، يعني او دختر اوفميا ملكهٴ نروژ و نوهٴ ويتسلاو دوم امير روگن بود. ممكن است ابرهارت بهعنوان پزشك تا هنگام وفات ملكه اوفميا در سال 1312 در خدمت او بوده؛ و سپس به خدمت اينگبورگ درآمده است، چون او درست در همان سال دوشس سوئد شد. اينگبورگ براي جلب خارجيان به دربارش سعي زيادي كرد، چندان كه در سال 1322، شوراي سلطنت بر او شوريد، از قدرت او كاست و آوردن خارجيان را بدون موافقت شورا ممنوع كرد.
منظومهٴ آيينهٴ طبيعت در چهار بخش به شرح زير است: بخش اول با نوعي مقدمه آغاز ميشود و در آن نظريهٴ عناصر چهارگانه، كيفيات چهارگانه، چهار مزاج يا طبع بنيادي توصيف شده است. مزاجها در بخش اول توصيف شده است و توصيف هريك با دو بيت شعر بهنقل از
گلهاي پزشكي. بخش دوم مربوط است به بيماريهاي هريك از اخلاط يا عناصر و علل و درمان آنها. اين مستلزم توجه به ارتباط ميان مزاجها با فصول، سنين، اوضاع آسماني، جوي و